#روباه_سفید_پارت_81

الیسا:زیباست

امد جلو پای رومئو زانو زد ودستشو کشید به صورت رومئو

الیسا:خیلی زیباست...مثل جواهر میمونه

داشت حالمو بهم میزد رومئو محکم دست منو گرفته بود وفشار میداد باستم دست الیسا که روی صورت رومئو بود رو گرفتم ودور کردم خودم بلند شدم

_اینجا بشین رومئو

دست الیسا رو گرفتم ورفتیم جایی دور تر ایستادیم

الیسا:بفروشش به من خواهش میکنم هر چقدر بخوای بهت میدم

_اینجا نیستم که بفروشمش...امانت دار خوبی هستی یا نه؟

الیسا:این یعنی برمیگردی دنبالش نه؟

_درسته

الیسا:نه من میخوام مال من باشه

_پس شرمندتم اونوقت

خواستم برم که دستمو گرفت

romangram.com | @romangram_com