#روباه_سفید_پارت_192


امد وکنارم پایین درخت نشست...

رومئو:به چی فکر میکردی؟

یه حقه خفن زد تو سرم...هههههه...

_به اینکه به استاد زنگ بزنم که برام بلیط بفرسه برم

رومئو:چ...چ..چی؟

تو دلم داشتم از خنده میمردم شوک بزرگی بود چشماش قد کاسه شده بود

رومئو:ت...تو حق نداری بری....

_اخه من اینجا کاری ندارم...بعلاوه اینجا خونه توعه ومنم باید برم ولی زود به زود میام سر میزنم و...

با کاری که کرد حالا من بودم که چشمام قد یه کاسه شده بود اروم ازم جدا شد چشماش نیمه باز بودن صورتش هنوز تو فاصله کمی ازم بود

رومئو:تو...حق نداری منو تنها بزاری...

_رومئو...

رومئو:اگه بهونه برای مونده داشته باشی میمونی نه؟


romangram.com | @romangram_com