#روباه_سفید_پارت_188


خیلی ریلکس نگاش کردم از کلش دود بلند میشد

_برو اول رومئو رو بیدار کن نه منو

یکدفعه رخت خواب با شدت از زیرم کشیده شد که باعث شد یک متر از زمین فاصله بگیرم وبا صورت امدم رو زمین

کانامه:کار خودته...

با نق نق بلند شدم ورفتم سمت اتاق رومئو در رو باز کردم تا گردن زیر پتو بود یکی از گوشاش هی میپرید مثل اینکه داشت خواب میدید عین کسای که تیک دارن شده بود رفتم کنارش نشستم به پشت خوابیده بود گوشاشو گرفتم وهی چپ وراست کردم بالا وپایین...از این کار خوشم امده بود یکیش رو میبردم راست یکیشو چپ

رومئو:اسباب بازی گیر اوردی؟

به چشمای بنفشش که بازش کرده بود نگاه کردم

_هوم

یکدفعه کشیدم زیر پتو وگرفتم تو بغلش

_باید بریم امروز عضو جدید خانوادمون میادا

رومئو:یکم دیگه...

یکم دیگه همونجوری موندم داشت خودمم خوابم میگرفتم اخر بازوش رو که دورم حلقه کرده بود گاز گرفتم


romangram.com | @romangram_com