#روباه_سفید_پارت_186
اسلحه رو اروم گذاشتم زیر چونم وچشمامو بستم
_دوستت دارم ژولیت...
انگشتم رو ماشه تکون خورد...ولی ضربه ای به صورتم خورد که برق از سرم پروند با وحشت چشمامو باز کردم
ژولیت:من خودکشی رو بهت یاد داده بودم اره؟!!!!!!!
_ژو...ژولی...
اسلحه رو انداختم ومحکم مچ دستشو گرفتم وکشیدم طرف خودم...محکم تو بغلم فشارش میدادم
_ژولیت...ژولیت...
گریه میکردم...اون تنها کسی بود که من جلوش گریه میکردم...اون تنها کسی بود که ارومم میکرد...
ژولیت:رومئو...
صدای اژیر پلیس وامبلانس امد دوتامون به طرف ماشینا برگشتیم
نانا:ژولیت!!!!!!
وهمشون امدن سمتمون ...
romangram.com | @romangram_com