#روباه_سفید_پارت_179
برگشت سمت من اروم بلندم کرد
رومئو:میتونی راه بری؟
_اره...
داشتم درو دیوارا رو نگاه میکردم که دیدم رومئو به لبم خیره شده
رومئو:اوه خدا من چیکار کردم...
_من خوبم تقصیر تو نیست
رومئو:اگه اون کارو نمیکردم اینجوری نمیشد
دستمو گذاشتم دور صورتش
_من خوبم...بیا بریم خب؟
رومئو:اوهوم
صدای ادم های که به در می کوبیدن می امد پشت ستون یه در دیگه بود سریع بازش کردیم پله میخورد از پله ها رفتیم بالا و وارد خونه شدیم ...خونه شیک وبزرگی بود
رومئو:به کانامه گفتم به پلیس زنگ بزنه اونا تو راهن نگران نباش
_باشه
romangram.com | @romangram_com