#روباه_سفید_پارت_178
الیسا:اینا رو جدی نمیگی نه؟چون تو نمیتونی یه قاتلو دوست داشته باشی
رومئو:اون قاتل نیست...گذشته هر دوی ما قبلا پاک شده
الیسا:هر دوتون...هه...رومئو یادت نرفته که تو یه روباهی
بندها باز شدن دستم رو گذاشتم رو لبم وسعی کردم بازش کنم پوشت لبم از بالا وپایین کنده میشد وخون می امد یکم که لبم باز شد...
_رومئو!!!!!!!!!!!!!!!
رومئو سریع پایین رو نگاه کرد الیسا با یه شوکر بهش حمله کرد ولی اون جاخالی داد والیسا رو پرت کرد رو زمین وبه سمت پله ها رفت ...چند ثانیه بعد در زیر زمین باز شد اون با چشمای خیس امد سمتم ومحکم بغلم کرد
رومئو:ژولیت...ژولیت...
داشت گریه میکرد
رومئو:ببخشید...متاسفم من هیچوقت نباید حسادت رو تحریک میکردم
_حسادتم رو؟
رومئو:اره متاسفم
صدای دویدن چند نفر می امد رومئو سریع پرید ودرو بست ویه صندلی کهنه اونجا بود برش داشت وگذاشت پشت دستگیره در
romangram.com | @romangram_com