#روباه_سفید_پارت_148
نانا:برید تو اب
رومئو وکانامه پشتشون به من بودن اونا رو صندلی های راحتی لم داده بودن در حالی که یه چتر بزرگ بالای سرشون بود
_بریم
الکس همونطور که ایستاده بود لباسشو در اورد یه شوارک تا بالای زانو پوشیده بود به رنگ سورمه ای اول همه الکس رفت تو اب هالی هم دنبالش دوید منم همینطور رفتم تو اب حالا دیگه جلوی اون دوتا احمقا بودم ولی من حالا پشتم بهشون بود ونمیدیدم عکس العملشون چیه...
کانامه:ژولیت...وایسا منم میخوام بیام
برگشتم به پشتم نگاه کردم کانامه لباسشو در اورد
هالی:اوه ژولیت گل سرت خراب میشه ها تو اب
دست کردم وگل سر رو کشیدم بیرون موهام ول شد دورم به رومئو نگاه کردم چشماش 4تا شده بود خودمم برگشتم تو ساحل وامدم سمتشون صدفی رو که پیدا کرده بودم گرفتم سمت رومئو
_ببین خوشکله نه
رومئو:اره
کانامه:بریم رومئو دلش نمیخواد بیاد تو اب...اون از اب متنفره مگه نه رومئو؟
رومئو:اره...
romangram.com | @romangram_com