#روباه_سفید_پارت_142


یه هو با یه حرکت دستشو انداخت دور منو بلندم کرد وپاشو گذاشت اونور نرده ها زیر پام فقط ساختمونا بودن با وحشت به لباسش چنگ انداختم

_الان میندازیم چه غلطی میکنی؟؟!!!!!!

رومئو:از شهر لذت ببر مگه واسه همین نیومدی این بالا خشم شب؟

_به من نگو خشم شب

رومئو:ولی این اسم توئه

اروم لبه راه میرفت ومن تو هوا تو بغلش بودم با یه دستش زیر شکمم رو گرفته بود ویه دست دیگش به نرده ها بود وراه میرفت ومنم مدام جیغ میزدم

رومئو:اینطوری راه میریم تا مستی از کلت بپره ودست از شوخی کردن برداری...من نمیدونم کانامه تو غذای تو چی ریخته که باعث شده گیج شی...

_من گیج نیستم...من واقعا گفتم وحرفمو عوض نمیکنم...من ازت خوشم میاد!!!!!تو منو دوست نداری نه؟

یه لحضه ایستاد سعی کردم خودمو بالاتر بکشم ولی یکدفعه دست اون شل شد ومن تو هوا ول شدم

رومئو:ژولیت!!!!!!!!!!

یکم پایین تر یه میله بود با یه دستم بهش اویزون شدم رومئو میله هارو گرفته بود ودستشو به سمتم دراز کرده بود

رومئو:دستمو بگیر یالا!!!!


romangram.com | @romangram_com