#روباه_سفید_پارت_141

_واو خیلی بلنده نه؟

سمت چپم رو نگاه کردم دیدم رومئو دستشو گذاشته زیر چونش یه دستش رو نرده هست وداره به من نگاه میکنه

_چیه؟

رومئو یه ابروش رو داد بالا وگفت:امروز عجیب شدی

_چی میگی؟عجیب؟نه بابا من فقط...

رومئو:ازت یه چیزی میخوام بپرسم...تو به من احساس داری مگه نه؟

با تعجب بهش نگاه کردم خیلی ریلکس این حرفو زده بود سرمو گذاشتم رو نرده ها

رومئو:هه...این امکان نداره مگه نه...چطور ممکنه ژولیتی که یه عمر همه ازش میترسیدن عاشق یه چیزی غیر انسان بشه و...

_اگه درست باشه چی؟

سرم رو بلند کردم با تعجب بهم نگاه کرد

_اگه بگم عاشقت شدم چی؟چیکار میکنی؟

مثل مجسمه با تعجب به من زل زده بود حتی حرفم نمیزد حتی پلکم نمیزد

رومئو:ام...

romangram.com | @romangram_com