#روباه_سفید_پارت_128


_رومئو...رومئو دهنتو باز کن

اون ناله میکرد ودندوناشو بهم فشار میداد

_خواهش میکنم دهنتو باز کن

ولی اون مثل موقع هایی که استخون درد داشت شده بود به حرفم گوش نمیداد ومتوجه اطرافش نبود

_کانامه یه کاری کن

کانامه تازه دست از تعجب کردن برداشت وامد سمت ما قرص رو از من گرفت سعی کرد به زور دهن رومئو رو باز کنه ولی اون عصبی شده بود هالی با گریه هاش ورعد وبرق با صداش تو سرم بود ...دستمو کردم تو موهای رومئو

_رومئو...رومئو من اینجام خواهش میکنم به حرفم گوش کن...لطفا...

موهاشو اروم نوازش میکردم ارومتر شده بود ولی هنوزم دهنشو باز نمیکرد انگشتم رو یکم زدم تو اب ومالیدم رو لبش که کاملا خشک شده بود معلوم بود تشنشه چون دهنشو باز کرد کانامه هم کپسول رو گذاشت تو دهنش منم لیوانو گرفتم سمتش وگذاشتم رو لبش اونم شروع کرد به خوردن اب

_هالی اب با حوله بیار

هالی دوباره با دو سمت حموم رفت وتشت کوچیک رواب کرد وبا حوله اورد

کانامه:اینطوری نمیشه ژولیت باید به دکتر بگیم بیاد

_نه باید خودمون یه کاری کنیم...نباید کسی بفهمه اون یه روباهه


romangram.com | @romangram_com