#روباه_سفید_پارت_118


..........

بعد صبحونه نشسته بودم تلوزیون نگاه میکردم همه کانالارو بالا پایین میکردم که زدم رو یه شبکه داشت اهنگ جدید کانامه رو پخش میکرد چسبیدم به تلوزیون خواننده مورد علاقم بود یه پسر با موهای قهوه ای تیره که دور چشماشو مداد میکشید وسبکش راک اند رول بود بعد که اهنگ تموم شد مجری برنامه علام کرد که کامانه...امروز توی ژاپن ودقیقا تو همون شهری که من هستم کنسرت داره...تا دوساعت دیگه ...از هول نفهمیدم چجوری رفتم تو اتاق ولباس پوشیدم...امدم بیرون داشتم با دو به سمت در میرفتم که رومئو از تو اتاق امد بیرون خورم بهش من افتادم ولی اون تکونم نخورد...

رومئو:کجا؟

_ام...کنسرت کانامه

رومئو:کانامه دیگه کیه؟

همونجوری که نشسته بودم دستامو زدم بهم وبا شوق خاصی گفتم:اون خواننده مورد علاقه منه

رومئو:نمیشه بری

وراهشو کشید ورفت پریدم جلوش

_چرا؟خوب تو هم بیا

رومئو:من کلی کار دارم وتو هم نمیشه بری

_میرم

وراهمو کشیدم واز در رفتم بیرون


romangram.com | @romangram_com