#روباه_سفید_پارت_117
_ب...باشه ...رومئو کجاست؟
هالی:اون بغل دستته
فکم افتاد رو زمین برگشتم رو زومین درست کنارم نشسته بود نمیدونم چرا ندیدمش سرش پایین بود ویه کتاب جلوش بود...خوب که دقت کردم دیدم همون کتاب روباه سفیده...یه هو سرشو بلند کرد وبا لبخند برگشت سمت من
رومئو:صبح بخیر...ژولیت
فکم پخش زمین شد
_س...سلام
رومئو:دیشب خوب خوابیدی؟
از اینکه چیزی نگفت اروم شدم رفتم رو به روش نشستم
_اره ممنون خیلی خوب بود میدونی....
رومئو:اره!!!!!!!!!!!!چون فکر کنم با کار دیشبت منو اسیر کردی!!!!!!!!!!!!
از دادی که زد کپ کرده بودم
رومئو:اخی حالا بهتر شدم
بعد کتابو برداشت ورفت تو اتاقش منم همونجوری که نشسته بودم خشک افتادم رو زمین ....
romangram.com | @romangram_com