#روباه_سفید_پارت_116
هالی:اون خوبه؟
_تب داره
هالی:کاری داشتی صدام کن بیدارم
_باشه
ورفت بیرون هی میرفتم ابو عوض میکردم ودوباره میومدم هالی هم ساعت 10گرفت خوابید فردا مدرسه داشت ولی من تا ساعت5صبح بالای سر رومئو بود تبش کمتر شده بود ولی قطع نشده بود...ساعت طرفای7بود که تبش قطع شد از زور خواب کنار رخت خوابش رو زمین خوابم برد...
......
چشمامو باز کردم یه جای نرم بود پتو هم روم بود
بلند شدم ونشستم یه هو یادم امد دیشب چه غلطی کردم ...اروم از اتاق رومئو رفتم بیرون رو نوک پنجه راه میرفتم
هالی:سلام
پریدم هوا پشتمو نگاه کردم
_.س...سلام
هالی:من میرم مدرسه
romangram.com | @romangram_com