#روباه_سفید_پارت_119

...........

رسیده بودم خیلی شلوغ بود کلی ادم وایساده بودن یه سن بزرگ هم وسط بود یکدفعه دستشوییم گرفت نگاه ساعتم کردم هنوز نیم ساعت تاشروع برنامه وقت بود زود دویدم سمت دستشویی ...کارم که تموم شد امدم بیرون دستامو شستم وداشتم با دستمال دستمو خشک میکردم ومیرفتم بیرون که خوردم به یکی هم من افتادم هم اون من افتادم تو باغچه اون پهن زمین شد سرم رو اوردم بالا که فشارم افتاد...

کانامه:حواست کجاست دختره نادون؟

بلند شد منم بلند شدم

_ندیدمتون حواسم نبود

کانامه:اه گند زدی به لباسم...

_درست صحبت کن!!!!

برگشت وبهم نگاه کرد

کانامه:چی؟با من بودی؟

_اره

کانامه:میدونی من کی ام؟مال اینجا نیستی نه؟مال دهی نه؟

_البته که میدونم تو کی هستی ولی اجازه نمیدم باهام اینجوری صحبت کنی

کانامه:دختر زبون درازی هستی نه؟

romangram.com | @romangram_com