#روباه_سفید_پارت_112
........
با صدای گنجیشکا از خواب بیدار شدم یه پارچه نازک سفید روم بود بلند شدم ونشستم رو زمین خوابیده بودم پارچه رو تا کردم ورفتم داخل صدای تلوزیون می امد هالی داشت کارتون نگاه میکرد
_سلام
هالی:سلام
_ببینم تو اینو انداختی رو من؟
هالی:نه
ودوباره مشغول دیدن شد
_رومئو کجاست؟امده؟
هالی:اره با عجله رفت تو اتاقش
_اهان
منم رفتم تو اتاقم لباس پوشیدم وخواستم برم بیرون که در اتاق باز شد
رومئو:کجا؟
romangram.com | @romangram_com