#رخصت_پارت_234
نمیدونم دلیلش چیه …
رفتار بچگانش اثاث کوفتیش کجاس….
تو کتم نمیره …
بازم یه روز دیگه از مجموع روزای تلخ زندگیم
از اون روزا که دیگه نه با کسی حرف میزنم .
نه شاد میشم …
نه لبخند میزنم
فقط خیره ام به یه نقطه و بغض میکنم
دیگه حتی بال بال زدنای بچه هام حالمو خوب نمیکنه …
دست از زندگیم شستم ..
فقط نمیدونم چرا بااین همه بدیاش….دلم ازش نمیگیره…
یه طوری نمیشه که دیگه نخام ببینمش
باتموم کاراش بازم من خر عاشقشم …..
اگه بگم عاشق کج خلقیاشم لاف نزدم …
اگه بگم دیونه محل ندادناشم چاخان نیست ….
دست خودم نیست …
شدم همونی که بودم …..
نمیخام یه ظاهر خراب یه کاری کنه از چشمش بیفتم ….
قدم بر میدارم
بازم دلتنگی ……
هنوزم کع هنوزه نفهمیدم کجای راهو اشتب خط زدم که شدم سزا ش این …..
نفسمو باحرص بیرون دادمو…وارد جایی شدم که اگه ظاهرمو تلخ میکرد باطنم از بودن اون شاد بود ….
دیگه پاتوقی نبود ….
ضرب گرفتنی نبود …
بساط مطرب گری نبود ….
فقط یه ماهور دپرس سرخورده بود که در و دیوار و نگاه میکرد و خون به جیگر میشد ….
وارد سالن اصلی شدم ….
دیگه صدای دووییدن ماهور اینجام نمیومد…
از لای در نگاهی کردم ….
romangram.com | @romangram_com