#رخصت_پارت_197

نمیدونم اما مجبورم تظاهر به دونستن کنم ….

از جاش بلند شد دستشو روی شونم گذاشت و گفت امیدوارم پشیمون نشی ..

خدا کنه ….

خداکنه هرروز که از عمرم میگذره خودم رو معاخضه نکنم واسه این کارم

دلم سرکوفت نزنه توسرم …

منم امیدوارم که تا اخر عمر یاداین حماقتم نیفتم

وحسرت بخورم

تازگی ها صدای زنگ گوشیمو عوض کرده بوده بودم

(یه اسمون ستاره

برات هدیه میارم

یه دنیا مهربونی

پیش دلت میزارم )

قطعش کردمو واسع اولین بار تو عمرم بدون اینکه جد کسی رو مورد عنایت قرار بدم از جام بلند شدم

چقدر زندگی بهتر شده بود

لامبورگینی نبود اما دلمون خوش بود

پنت هاوس تو زعفرونیه نبود اما اقام سالم بود و این می ارزید به تموم دنیا

لباسامو عوض کردم

و اروم اروم از در خونه زدم بیرون و طبق معمول سمت ایستگاه راه افتادم

دلم یهو رفت پیش یاب*و*سوار اپاچی (یه نوع موتور)سوارم

دلم بیخود کرد که رفت ….

و بلخره رسیدم دانشگاه

یه ربعی تا کلاس وقت داشتم و گشتم تا بلخره آنگولایی هارو پیدا کردم

ولی نمیدونم چرا بی حال و حوصله میزدن

یع چند دقیقه بعد

لیلا با ناراحتی گفت اه سگ تو روحش

و ما باتعجب بهش نگاه کردیم این سوسولو چه به این حرفا

عصبی و کلافه شدم این غزمیتا چرا لالمونی گرفتن

_بنالین چیشده این مونگول بازیا چیه چرا ماتم منو گرفتین

خوزر بزنین دیگه

_هیچی بابا یه چیزی شده داریم به اون فکر میکنیم

romangram.com | @romangram_com