#ریما_پارت_191


ریما:حافظت افتضاحه!پارک سر کوچتون،هیچ وقت تو و مانی بی شعور نمیذاشتین باهاتون فوتبال بازی کن و...

مانی و سانیار با هم شوکه گفتن:و توی نامردم موهامونو میکشیدی و توپمونو پاره میکردی!

حق بجانب گفتم:حقتون بود!

نیششون باز شد و با هم گفتن:چطوری جیغ جیو!

با حرص گفتم:یه بار دیگه تکرار کنین تا بندازمتون تو اقیانوس آرام!

مانی:چی رو تکرار کنیم ریما خانوم؟

براشون چشم غره رفتم تا ساکت شن!

رامتین با هیجان گفت:ایول!فامیل دراومدن!

جمع دوباره داشت شلوغ میشد که بلند گفتم:پسرا!

رایان :ساکت شین دیگه سر زن و بچم درد گرفت!

یهو تموم پسرا ژست ناز دادن بچه گرفتن و شروع کردن به گوگولی گوگولی گفتن!و در کمال تعجب رایانم شیکممو ناز میکرد و برای دخترش شعر میخوند!

سرمو با تاسف تکون دادم و زیر لب گفتم:بیچاره بچم که گیر همچین دیوانه هایی میوفته!

بعد 2 دقیقه جمع ساکت شد!

ریما:میرم سر اصل مطلب!میخوام بیارمتون تو گروه خودم!امنیت و رفاهتون فراهمه و هر چیزی که بخواین براتون مهیا میشه!شغلم دارین و حقوق بگیرین!خب نظرتون چیه؟دوست دارین بیاین تو جمعمون؟

مانی سریع شاد گفت:آره آره من هستم!

سانیار متفکر گفت:برای چی ما رو میخوای؟مطمئنا دلیل خاصی برای این پیشنهادت داری!

romangram.com | @romangram_com