#راز_پنهان_یک_شبح_پارت_395
در این یک هفته تارا از بیمارستان مرخص شده بود و به کانون گرم خانواده برگشته بود و کنار امیر و ترگلش بود.
یک ماه بعد.
نیروی پلیس برای ارتقا درجه و تشکر و قدر دانی مراسمی تشکیل داده بودند. خانواده تمامی افشران پلیس در این مراسم حضور داشتند.
سربازان به صف بودند و احترام نظامی میگذاشتند. صدای کرنا توسط سربازی به گوش رسید و مراسم شروع شد و در ما بین مراسم سپهبد ارتقا درجهها را از پشت بلند گو اعلام کرد.
سرگرد اردلان منش به سرهنگ تمام ارتقا یافت و به او درجه افتخاری دادند و از او تقدیر شد.
سرگرد مصطفی شهبازی به سرهنگ دوم ارتقا داده شد و درجه دادند. هم چنین تقدیر شد.
سروان معین کلهر به سرگرد تمام ارتقا یافت و تقدیر شد.
سروان شهروز طالع هم به سرگرد اول ارتقا داده شد و به او مدال افتخاری داده شد. و از دادگاه هم به خاطر همکاری با پلیس تبرئه شد.
و چند نفر دیگر هم به درجات بالاتر ارتقا یافتند.
سپس سپهبد از پشت بلند گو اعلام کرد.
- با توجه به اینکه به خوبی از همه تقدیر شد باید میان این جمع عظیم و مقدس اعلام کنم. که خواهر سرهنگ اردلان منش، سرکار خانوم تارا منش و شوهرشون آقای دکتر امیر منجی برای همکاری با پلیس برای تقدیر لطفا به جایگاه حاضر باشن.
در میان جمع امیر لبخندی به روی تارا پاشید و گفت:
- بریم بالا عزیزم؟
- بریم.
تارا لبخندی زیبا زد و بعد رو به سودا که کنارش نشسته بود گفت:
- مواظب ترگلم باش.
- باشه.
و بعد به همراه امیر سمت جایگاه حرکت کرد و بعد به بالای سکو رفتند. و پس از معرفی، از آنها تقدیر کردند، لوح تقدیر و تندیس افتخاری دریافت کردند.
در اتمام جشن با حرکت نظامی سربازان و ستفانهای ویژه، سرود ملی ایران من آغاز شد.
romangram.com | @romangram_com