#راز_پنهان_یک_شبح_پارت_176
- چند سالته؟
- بیست و یک سالمه.
- بچهای.
و بعد برای آن که حواس او را پرت کند گفت:
- ببینم تنها اومدی بیمارستان؟
-آخ. نه.
- با کی اومدی؟
- دوست دخترم.
- دوست دختر؟
- آره.
کمی دست او را به چپ چرخاند و فشرد.
- میخوای باهاش ازدواج کنی؟
- آی آی. نه.
- دختر خوبیه؟ پاکه؟
- آره هم خیلی پاکه. هم زیادی ساده است.
- میخوای ولش کنی؟
- من با هیچ دختری نمیمونم.
- هیچ میدونی اگه اون وابستهات بشه و تو ولش کنی گناه میکنی و یه عمر عذاب وجدان میگیری؟
- من اصلاً به این جور چیزها فکر نمیکنم.
- پس بهتره فکر کنی و از اون مخ آکبندت استفاده درست بکنی. اون دختره. روحیهاش ظریفه. احساسات داره. تو با این کارت نابودش میکنی.
romangram.com | @romangram_com