#رج_زدن_های_زندگی_پارت_96
-تو يه چيزيت شده نه ؟يعني چي که درس بخونم ؟نکنه بيست ودو ميليون پول ناقابل رو ريختي تو جيب مصطفي تا منو ازش بخري وبادم بزني ؟
-ماندني مسائل رو باهم قاطي نکن ....هرچي که بوده ...تموم شده ورفته ..حالا تو زن من هستي زن يه شيميدان ...ومن دارم بهت ميگم ....عارم مياد که زنم بي سواد باشه ..
اخمهام تو هم شد ..وحالت تدافعي گرفتم ..
-به جهنم که عارت مياد ...-
-صداتو بيار پايين ...اينجا با اون جايي که ازش اومدي تومني دوزار فرق داره ...
اگه اونجا صداتو براي همه بالا ميبردي اينجا حق نداري ...اين از اولين نکته ..دومين نکته اينکه ..به قول تو من تو رو خريدم ...پس حق اين مدل حرف زدن رو نداري ...سوم اينکه...
با انگشت سه رو نشون داد ...
-تمام چيزي که ازت ميخوام درس خوندنه ..اميدوارم فراموش نکرده باشي که توحيد چقدر براي درس خوندنت زحمت کشيد ...رسمش نيست بعد از اينکه جونش رو به خاطر تو از دست داد تو بزني زير همه چيز وآرزوي اونو به باد فنا بدي ...
تو خودم جمع شدم ...حرف... حرف توحيد بود ...هيچ دفاعي نداشتم ..حتي اگه ميگفت توحيد خواسته بميري ...پس بمير ...هم قبول ميکردم ..درس خوندن که جاي خودشو داشت ...
-ماندني ...
زنگ صداي توحيد توي گوشم پيچيد ...لبهام بدون اراده نجواکرد ...
-جانم توحيد ...
romangram.com | @romangram_com