#رج_زدن_های_زندگی_پارت_92

يه پوزخند ميزنم ...

-خوب صاحب نو مبارک ماندني ..ايشالله به پاي هم پير بشين ...

.. نگاهم رو به حلقهءسادهءدستم ميندازم ...چقدر ساده ....درست مثل خودم ..درست مثل زندگي احمقانهءخودم ....درست مثل عشق مجنون وار خودم ....

از دستم درش ميارم ...هروقت کل قلبم مال تو شد اين حلقه رو ميندازم ...اين رو با خلوص نيت بهت قول ميدم ...



قول مردانه

*********

توي يه رستوران شيک نشستيم صاحبم تا حالا حرفي نزده ..يعني هيچي نگفته ..نميدونم کارم چيه ولي تا الان راضي بودم ...

همين که بعد از عقد چک بيست ودو ميليوني تودستهاي مصطفي نشست من واز ياد برد وبدون خداحافظي ترکم کرد ...

پوزخندي زدم ...انگار نه انگار من همون کسي هستم که نه سال تموم زير رج زدن هاي کمربندش دووم اوردم ودم نزدم...

انگار من يه مرغ زبون بسته ام که حالا به سورج فروخته شده واون داره منو با خودش به لونه ءجديدم ميبره تا عمل جوجه کشي رو به نحو احسنت اجرا کنم ...

...سورج ...اخ ببخشيد ...هي قاطي ميکنم... خوب حق دارم..... تازه از صبح صاحبم شده يکم زمان ميبره تا به اسم اصليش عادت کنم ..


romangram.com | @romangram_com