#رج_زدن_های_زندگی_پارت_142
وقت رفتن به تو گفتم عشقم
من يه روز دوباره برميگردم
تو روزاي دوري وتنهايي
روز وشب به تو فکر کردم ..
حس هاي نهفته
******
تازه از حموم بيرون اومدم ...موهامو شونه ميکشم ...باز ميزارم تا نمشون گرفته بشه تا با موج خشک بشن ...اينجوري موهامو بيشتر دوست دارم ...با خودم زمزمه ميکنم وتاپ دوبنده ام رو ميپوشم ...
موهام تقريبا خشک شده ...دسته شون ميکنم... دستم رو ميبرم بالا تا با يه گله سر همه شو جمع کنم که ...
سورج تو قاب ائينه بهم زل زده ....نگاهش فرق داره ...نگاهش ..
راستي چرا نگاهش فرق داره ...؟
مبهوت نگاهشم ...دستم هنوز بالاست وموهاي بازم پيچيده شده دور دستهام ...درست مثل حلقه شدن کمربند مصطفي ...
romangram.com | @romangram_com