#رج_زدن_های_زندگی_پارت_134
دستهاش رو روي کمرم احساس ميکنم ...با تمام وجود هق ميزنم ...ممنونم سورج... ممنونم ...لبهام رو به سمت گونه اش ميبرم وميب*و*سم نه اونقدر محکم نه اونقدر اروم ...درگوشش زمزمه ميکنم ...
-هيچي ندارم که لايقت باشه ...شرمنده ام ...
-هيس ماندني ..اروم بگير ...امروز روزخوشحالي من وتو اِ.... بزار اين شادي همين جور پررنگ بمونه ...
وقتي دستهام خالي باشه
وقتي باشم عاشق تو
غير دل چيزي ندارم
که بدونم لايق تو
دلم رو ازمال دنيا
به تو هديه داده بودم
با تموم بي پناهي
به تو تکيه داده بودم
........
romangram.com | @romangram_com