#رج_زدن_های_زندگی_پارت_107

نگاهش تعجب زده به من دوخته شده بود ومن با چشمهايي کنجکاو به سينهءسورج زل زده بودم ...يه خط ...درست از روي جناغ سينه اش تا نزديکي هاي شکمش کشيده شده بود ...چشمهام گشادتر از اين نميشد...اين جاي عمل بود ؟

سورج رد نگاهم رو دنبال کرد وسريع دست به کار شد.... ولي ديگه دير شده بود... من اون خط ممتد گوشتي رو ديده بودم ...

اين جاي عمل ِ...؟-

لباسش رو پوشيد ...

-بهت ياد ندادن جايي که ميري در بزني ؟

-سورج جواب منو بده اين جاي عمل جراحيِ ...؟-

-اره ...

-عمل چي ؟قلب ؟تو عمل قلب کردي سورج ؟اره ؟

-نه ريه هام مشکل داشت عمل کردم ...-

-پس چرا بهم نگفتي ..؟-

-چي رو ميگفتم ...؟چه فرقي به حالت داشت ...؟من عمل کردم الان هم صحيح وسالمم ...ميخواي يه گواهي سلامت برات بيارم تا خيالت راحت بشه ...؟

-چي داري ميگي ...؟من ميگم به عنوان زنت حق نداشتم بدونم تو عمل جراحي کردي ؟-


romangram.com | @romangram_com