#پرنسس_بی_احساس_من_پارت_195
اروشا:راست میگه
فرزاد:ماکه از پس شما دوتا برنمیایم باشه خیلی ام خوشگله
یکی زد پس کلم و گفت
فرزاد:چی میگی تو خیلی ام خوشگله
_خیلی خب چرا میزنی اخه؟
فرزاد:خب حالا چرا گریه میکنی؟
_کوفت
فرزاد:تا حالا به معنیه این کلمه دقت کردین؟
همه با هم گفتن نه
فرزاد:میشه کل وجودم فدای تو ک میشه کل و میشه وجودم ف میشه فدای ت ام میشه تو
همه چند لحظه ساکت شدن و رفتن تو فکر فکنم داشتن حساب میکردن
فرزاد:تازه اروشاهم خیلی فدام شده
اروشا اومد بلند شه بزندتش که یسرا جلوشو گرفت
اروشا:بعدا حسابت میرسم
فرزاد:خدایا خودت رحم کن بهم
همه خندیدیم مهمونا وسط بودن و داشتن میرقصیدن این دوتا وروجکم اروشاو یسرا هی با هم پچ پچ میکردن و میخندیدن
خم شدم طرفشون و گفتم
_به چی میخندین
یسرا:دخترونس
_عه اینجوریاس؟باشه یسرا خانوم امشب منو تو تنهاییما
یسرا:نه کی گفته اروشا و فرزاد هم هستن
_که این طور باشه میبینیم
اروشا:ببینیم
به فرزاد که کنار اروشا نشسته بود اشاره کردم اومد کنارم نشسته بود
_این دوتا نشستن کنار هم دارن برنامه میریزن برای امشب
فرزاد:خب؟
_خب و زهرمار یعنی اینکه دارن میپیچونن
فرزاد:زرشک عمرا بزارم پامون که رسید تو خونه هرکی زن خودشو برمیداره میره طبقه خودش شما بالاید دیگه
_اره پس حله
فرزاد:حله
کف دستامون رو کوبیدیم به هم خواننده اعلام کرد رقص عروس دوماده اول منو یسرا میرقصیدیم و بعد اروشا و فرزاد
رفتیم وسط که دقیقا همون اهنگی که منو یسرا باهم میخوندیم و گذاشتن
بعد از رقص ما فرزاد و اروشا اومدن
برای اونا هم همون اهنگ رو گذاشتن
داشتیم به رقص اونا نگاه میکردیم که سعید اومد پیشم
romangram.com | @romangram_com