#پرنسس_بی_احساس_من_پارت_193

با خنده رفتیم سمتشو بغلش کردیم
فرزاد:شما اینو اوردی فکر نکردی اینا ببیننش یکم جو گیر بشن
عنو:خودشون یه همچینی چیزی خواستن منم خب اوردم مگه چیه؟
_هیچی عمو عالی بریم به نظرم دمبالشون دیر شد
فرزاد:اره بریم
عمو با ماشین خودش رفت منو فرزاد هم هر کدوم یکی ازماشین هارو برداشتیم و رفتیم سمت ارایشگاه
فیلم بردارم که ول کن نبود از هر لحظه ای فیلم میگرفت بعضی جاهاشم خودش دستور صادر میکرد
همینم مونده بود بعد یسرا این بهم دستور بده منو فرزاد اخ حرص خوردیم اخ حرص خوردیم

رسیدیم جلوی ارایشگاه که بعد اینکه کل دستورات فیلم بردار رو اجرا کردیم اجازه دادن همسر محترمه از ارایشگاه خارج بشن البته همراه با دستورات فیلم بردار

خلاصه ما پشتمون رو به اتاقی که یسرا و اروشا توش بودن کردیم و مثلا داریم حرف میزنیم
بعد دو عروس قدم زنان دست در دست هم اومدن سمت ما
یعنی همین یه تیکه رو فیلم بردار شوصون بار گرفت
دیگه داشت رو اعصابم یورتمه میرفت
فیلم بردارم انقدر پرو اگه از الان بخواد اینجوره کنه اخر عروسی یکیمون میمیریم

بعد کلی دستورات اجازه صادر شد من با خانومم تنها باشم

وقتی صورتش رو موقعی که از اتاق اومد بیرون دیدم دلم کلی قیلی ویلی رفت انقدر ناز شده بود که نمیتونستم ازش چشم بردارم و زوم صورتش بودم

دستشو رفتم و پیشونیشو بوسیدم که لبخند زد و سرشو انداخت پایین
خلاصه من باورم نمیشه این خجالتم بکشه این چند وقت که حسابی از خجالتم در اومد دیگه وای به حال بعدش

فیلم بردار باز صدامون زد که با حرص من و خنده یسرا برگشتیم پیششون رفتیم بیرون سالن و من رو به جفت عروسا گفتم

_خب حالا مابا دوتا ماشین عروس چیکار کنیم؟
اروشا:داداش گلم کاری نداره تو و فرزاد با اون که شکل دوماده بیاید منو یسراهم با اون یکی

فرزاد:و منم حتما میزارم پشت فرمون بشینی همینجوریش راه راست رو نمیتونی بری وای به حال اینکه با لباس عروس و این راه طولانی میخوای برخورد کنی

فیلم بردار گفت
فیلم بردار:اتفاقا فیلم قشنگی ام میشه
یسرا:بفرما ایشونم نظرشون مثل ماست

با فرزاد پوفی کشیدیم و گفتیم
=باشه


romangram.com | @romangram_com