#پونه_(جلد_دوم)_پارت_338

_ همين.

بابا بدون اينكه پلك بزنه به يه گوشه خيره شده بود:

_پسره از خودش چى داره؟

جواب دادم:

_يه موتور.

تند نگام كرد و پرسيد:

_فقط همين؟اون مى خواد تورو با يه موتور خوشبخت كنه؟

از حرفش خوشم نيومد و با رنجيدگى گفتم:

_همه كه از اول مثل شما پولدار به دنيا نيومدن.

سريع جواب داد:


romangram.com | @romangram_com