#پونه_(جلد_دوم)_پارت_329

_ مگه يه چنين چيزى ممكنه؟چطور مى تونستم دختر كوچولومو فراموش كنم؟من هميشه به تو فكر مى كنم حتى تو بدترين لحظه ها.

خواستم بگم هيچ وقت اينو بهم نگفته اما اون حرفو عوض كرد و گفت:

_ خب بهتره در مورد اون پسره حرف بزنيم،در موردش برام بگو.

پرسيدم:

_مگه مامان در موردش بهتون نگفته؟

با بى حوصلگى گفت:

_ من به حرف مادرت كارى ندارم مى خوام حرفاى خودتو بشنوم.

پرسيدم:

_چى مى خواين ازش بدونين؟

گفت:هر چى ازش مى دونى بگو.


romangram.com | @romangram_com