#پونه_(جلد_دوم)_پارت_321
مامان با لحن خيلي سردي جواب داد:
منتظر بودم مطمئن بشم بعد._
بابا ابروهاشو بالا انداخت و پرسيد:
مطمئن؟!مطمئن واسه چي؟_
مامان اومد جلو و جواب داد:
_چون خودم راضي نبودم و اميدوار بودم اين وصلت سر نگيره.فکر کردم شايد پونه پشيمون بشه و پسره رو ردش کنه.
بابا با تعجب بيشتري پرسيد:
_ راضي نبودي؟چرا راضي نبودي؟نکنه پسره مشکلي داره؟
مامان جواب داد:
نه .مشکلي نداره_
romangram.com | @romangram_com