#پونه_(جلد_اول)_پارت_394
_ سلام آرمين.ببخشيد اگه جوابتو ندادم و ترسوندمت.گوشيم افتاد زمين و شکست.
پيامو سريع براش مي فرستم و همزمان در اتاق باز ميشه و مادرم مياد تو.با اومدنش هول ميشم و فکر مي کنم الانه که باز خواستم کنه و شک کنه و از ترس گوشي رو ميذارم توي جيب مانتوم.اما اون که مشخصه کاملا خسته ست خميازه اي مي کشه و در حاليکه مانتوشو در مياره ميگه:
_ پونه مامان! ميشه پتومو از تو کمد در بياري و کولرو روشن کني؟
سرمو تکون ميدم و بعد از روشن کردن کولر سريع براش يه پتو و بالش ميارم و ميگم:
_ کاش اين عادت رو زمين خوابيدنو ترک مي کردين يه تشک مينداختين .
بازم خميازه مي کشه.روسريشو در مياره و موهاي خرمايي بلندشو باز مي کنه و جواب ميده:
_ ترک عادت موجب مرض است.
_ مامان!
جواب ميده:
_ خيلي خسته م و خوابم مياد.
romangram.com | @romangram_com