#پونه_(جلد_اول)_پارت_388


_ چي شد؟مثل اينکه خاله بدجوري حالتو گرفت.

بدجنس نگام مي کنه و پارچو نشونم ميده و جواب ميده:

_ حيف که اين پارچ توش دوغه.

جواب ميدم:

_ اگه آبم بود نمي تونستي کاري بکني.

با پارچ که توي دستشه خيز بر مي داره سمتم که ميتپم توي آشپزخونه و مي خندم.

_ مگه دستم بهت نرسه بچه پر رو.

_ حالا اگه دستت بهش برسه چيکار مي خواي بکني مثلا؟

صداي کيانو که ميشنوم سرمو از پس ديوار آشپزخونه ميارم بيرون و مي پرسم:

_ راست ميگه چيکار مي کني؟


romangram.com | @romangram_com