#پونه_(جلد_اول)_پارت_386


_ حيف الان در حال خوردنم وگرنه جوابتو مي دادم.

کتايون از جواب برادرش مي خنده . خاله هم مياد و ظرفو از جلوش بر مي داره و ميده دست کتايون:

_ بيا مامان.اينو ببر بذار سر سفره.

کاوه با اعتراض ميگه:

_ داشتم مي خوردما!

خاله هم بي معطلي جوابشو ميده:

_ نمي خوردي.داشتي ناخنک ميزدي.

بعد رو مي کنه به من و مي پرسه:

_ تو چرا اينجا وايسادي خاله؟!برو بشين.

جواب ميدم:


romangram.com | @romangram_com