#پونه_(جلد_اول)_پارت_384
_ حتما به خاطر شام نخوردين درسته؟
خاله جواب ميده:
_ نه مادر از گلومون بدون شما پايين نميرفت که!
کيان نچي مي کنه و ميگه:
_ من که گفتم شامتونو بخورين!نگفتم؟
اما خاله جوابشو نميده و ميره سمت آشپزخونه و من و کيان هم ميريم سمت اتاق پذيرايي که بقيه توش جمعن.بهشون سلام مي کنيم و من به سوال همه شون که مي خوان بدونن حالم خوبه يا نه جواب مثبت ميدم و مامان که خيالش بابتم راحت شده مي پرسه:
_ خاله ت کو؟
_ رفت سفره ي شامو بندازه.
با شنيدن اين حرف پا ميشه و من که مي دونم مي خواد بره به خاله کمک کنه ميگم:
_ پا نشو مامان.من خودم ميرم کمک خاله.
romangram.com | @romangram_com