#پونه_(جلد_اول)_پارت_320


صداي متعجبشو ميشنوم:

_ چرا؟!

جواب ميدم:

_ کيان گفت دوست نداره کار کنم.منم گفتم باشه.

_ آفرين به دخترم که از همين حالا حرف شوهرشو گوش ميکنه.

اون ميگه شوهر و من هيچي نميگم و توي دلم ميگم از حالا کيانو شوهر من مي دونه و شايدم هميشه اينطور فکر مي کرده!بهش پشت ميکنم و گوشي رو نگاه ميکنم و مشغول خوندن پياماي آرمين ميشم:

_ پونه!خوابت گرفت؟!

_ نکنه ازم ناراحت شدي که جواب نميدي!

_متاسفم.نمي خواستم ناراحتت کنم.

_ چرا جواب نميدي؟!خوابيدي؟!


romangram.com | @romangram_com