#پونه_(جلد_اول)_پارت_200


_ کجاست؟

جواب ميده:

_ الان...الان حتما سر کارشه.نمايشگاه...

نمايشگاه!درسته، يادمه قرار بود با شراکت اشکان، برادر باران ،يه نمايشگاه ماشين...

_مي خواي بهش چي بگي؟!

سوال باران منو از فکر بيرون مياره اما جوابي به پرسش اون نميدم و در عوض ميگم:

_ آدرسشو بده .

گيج نگام مي کنه و من شک و ترديدو توي چشماش ميبينم و بهش ميگم:

_ اگه بهم شک داري، مي توني خودت همرام بياي.

و تو دلم خدا خدا ميکنم بگه شک ندارم.اما ميبينم که پا ميشه و ميشنوم که ميگه:


romangram.com | @romangram_com