#پونه_(جلد_اول)_پارت_178
_ پس آرمين کوش؟!
اينو که ميگم باران تندي ميچرخه سمتم و با حالتي که از ديدنش جا مي خورم مي پرسه:
_ آرمين؟!
جواب ميدم:
_ آره،همين الان اينجا نشسته بود .
و اشاره مي کنم به جايي که آرمين چند دقيقه ي قبل نشسته بود.بعد ميگم:
_ شايد تو آشپزخونه باشه.
اما با شنيدن صداي بسته شدن در من و باران به هم خيره ميشيم.
مي پرسم:
_ يعني کي بود؟!
romangram.com | @romangram_com