#پیغام_عشق_پارت_147
بهم نگاه کرد و دستم رو گرفت
کامیار : به حسم شک نکن، غزال من دوستت دارم و همیشه هم خواهم داشت. بهم اعتماد کن
بهش نگاه کردم. این پسر روزی به عنوان عشق دوستم بهم معرفی شد؛ بعد با دانیال دوست شد؛ وقتی اونا رفتن
بهترین دوست من شد و الان
کامیار : غزال دوستم داری؟
سرم رو به سمت پایین تکون دادم
کامیار : فعلا همین قبوله اما بعدا باید با زبونت بگی که دوستم داری
سرم رو انداختم پایین، یکمی خجالت کشیدم؛ یهو یاد یه چیزی افتادم.
- وایی کامیار
کامیار : چی شد؟
- جواب بقیه ی رو چی بدیم؟
کامیار : خانواده ی من که خبر دارند، خانواده تو هم با خبر شدن اما اشتباهی. به دوستامون هم حقیقت رو میگیم که
شوخی شوخی جدی شد
- اونا میتونن قبول کنن؟
کامیار : مهم ما هستیم نه بقیه ی
- خوشبخت میشم؟
کامیار : اگه با هم تلاش کنیم اره
بهم لبخند زد. توی دلم هنوز ترس بود؛ اما برای شروع یه زندگی جدید باید اعتماد کنم؛ برای یه شروع تازه کی از
کامیار بهتر! ما با هم آشنا هستیم؛ هر دو شکست خوردیم؛ هر دو عاشق بودیم؛ درد رو هم می شناسیم؛ پس می
تونیم با هم خوشبخت بشیم و زندگی کنیم...( یه جورى عاشقت میشم / صداش دنیارو برداره / کسى جز من نمیتونه
/ تو رو آروم نگه داره / یه جورى عاشقت میشم/ نتونى از دلم رد شى / نمیذارم که یه لحظه / رو تصمیمت مردد
شى/ میشه هنوزم با یکى خوش بود / این حسو با تو تجربه کردم / هرچى که با تو هس همش خوبه / دنبالِ غیر از تو
نمیگردم/ من از تو میگم چون دلت پاکه / تو معنى خوبى رو میفهمى / میبینى عاشقت شدم صافى / هوامو دارى
چونکه دل رحمى/تو باشى زندگى خوبه/ ،نباشى زندگى سخته/ خیالم راحتِ با تو / دلم همیشه خوشبخته).( میلاد
بابایی = عاشقت شدم)......
سه ماه بعد :
اصلا فکر نمی کردم که بتونم دوباره اعتماد کنم؛ دوباره بتونم دل بسته بشم؛ کامیار فوق العاده بود. به خانواده ام
گفتم که من و کامیار فقط بهم فرصت دادیم برای شروع یه رابطه و اصلا قرار ازدواجی در کار نبود و کامیار اون خونه
رو برای خودش گرفته بود؛ قرار بود وقتی که از حسمون مطمئن شدیم، کامیار بیاد خاستگاری. به صوفیا و دریا و
romangram.com | @romangram_com