#پیغام_عشق_پارت_120
گلسا : ببخشید که اذیتت کردم
- امروز همه عذر خواهی میکنن.
گلسا : کامیار هنوز با میناست؟
- نه، چند ماه قبل از اینکه دانیال من رو ترک کنه، مینا یه روز بی خبر با عمه اش رفت خارج از کشور
گلسا : اهان
نفسی کشیدم.
گلسا : میگم به همین کامیار بگو بیاد نقش دوست پسرت رو بازی کنه
- بیخیال زشته
گلسا : زشت اینکه من و تو فردا ضایع بشیم. همش چند ساعته چیزی که نمیشه.
ابرو بالا انداختم. به کامیار بگم یا جلوی سهند ضایع بشم؟؟! کدوم یکی بدتره؟؟
گلسا : نیازی به فکر کردن نیست، بهش مشکلت رو بگو، اونم قبول می کنه، بالاخره چند ساله که دوستت.
برای گوشی ام پی ام آمد.
کامیار : دو ساعت دیگه بیا پارک فرهنگ
- باشه پس می بینمت
گلسا : باهاش قرار گذاشتی؟
- اون با من قرار گذاشت
گلسا : کجا؟
- دوساعت دیگه پارک
از روی مبل بلند شد
گلسا : پاشو بریم آماده شو
- از الان زوده
گلسا : اینجا تهرانه، تو هم دختری.
- خوب یعنی؟
گلسا : تهران مساوی ترافیک. دختر مساوی دیر آماد شدن.
سر تکون دادم و از روی مبل بلند شدم و رفتیم داخل اتاقم، گلسا بین لباسام می گشت. چطوری به کامیار بگم بیا
دوست پسر من شو؟ اون دوست عشق سابقم و عشق دوستم است. نفسی کشیدم
گلسا : یه سوال؟
- بپرس
گلسا : تو هنوزم عاشقی؟
romangram.com | @romangram_com