#پسرای_بازیگوش_پارت_369
گاهی وقتا ،یکسری حرفا،از طرف یه شخص بی طرف،عجــــیب به دل آدم میشینه.
میلاد"
دلم داره زیرو رو میشه،یعنی امکان داره این خود مرجان باشه؟!
دریارو روی پاهاش نشونده و بالحن،بچگونه ،باهاش صحبت میکنه ،دقیق میشم به چهره ی جفتشون....
قــــدرت خــــدا،چه قدر شبیه همن.
رضا_ننه قمر پس این شام کو؟دلم مالش رفت!
امیر علی_کارد بخوره ،به اون شکمت که،همیشه گـــشنته!
رضا_مــــرگ ،کارد،بخوره ،به فرق سرت!
حسین_بسه باو ،کم،کارد،کارد،کنید،هر کی نشناستتون،فکر میکنه،خیــــلی شاخید!
رضا_نه داداش،شاخ که رو،سر گاوه!
امیر علی_حسین جان بهتر بود میگفتی،فکر کردی خیلی کلفتی؟!
_اگر کلفت
باشی که از چاه ،مستراع رد نمیشی...
مرجان تپقی زد،نگاهش کردم ،دستشو جلو دهنش گرفته بودو ریز میخندید.
همینجور محو مرجان بودم ،که حجم عــــظیم،کون رضا جلو دیدمو گرفت.
romangram.com | @romangram_com