#پسرای_بازیگوش_پارت_335
نگاهی به امیر انداختم تا جوابمو بده...
_ها؟!
_هامبورگ!نظرتو چیه؟
_نمیدونم ،حتما یه جوری نشسته دیگه!
_اَهـــــه چرا انقدر بی ذوقی؟!
امیر علی_خب،بیخیال امیر به نظر تو چجوری نشسته؟
دستمو توهم مشت کردمو قری به سرو بدنم دادمو گفتم:
_مـــــثل آقاها!
امیر علی_ایـــــش ،مسخره!
میلاد_رضا کمتر لوس بازی دربیار...
_خـــــاک تو سرتون که جنبه ی احساسات حساس و دلنشین و کاربردی،بهتر از آن که ،بگذر و گذر عمر ،نشسته حرام است و دگر باره ببین.
نفسی گرفتمو تک تک دهن باز بچها رو بستمو به اتاقم رفتم.
اصلا یادم نبود چه چرتو پرتایی گفتم!
بالشتمو که روی زمین افتاده بودو روی تخت پرت کردمو شیرژه زدم روی تخت.
حسین"
romangram.com | @romangram_com