#پسرای_بازیگوش_پارت_266

_باید رودررو باهات صحبت کنم.
_میخوای بیای شهرستان؟
_آره،راستی آرش از دست رفیقام فرار کرده.
_وااااای،امیر ،چرا ولش کردن؟اون الان میاد سراغ من.
_نگران نباش ،هیچکاری نمیتونه کنه.
_امیر من تنهام،مامان بابا،رفتن روستا.
_عادله نگران نباش اون کاری بهت نداره.
_من اونو میشناسم،فهمیده تو سپردیش دست دوستات،برای تلافی میاد سراغم.
_من خیرشو میخواستم!
_اما اون فکر میکنه،خواستی ،تلافی کنی.
_اخه تلافیه چیو کنم؟
_جواب رد من به تو...
ســـکوت شد...
اما خدا خودش شاهد بود،فقط خواستم زندگیشو جمعوجور کنم...
_امیر هستی؟
_آره خواستم،نجاتتون بدم ،قصدم فقط همین بود...
(باصدای آرومی جوابمو داد)
_میدونم.
_خداحافظ

romangram.com | @romangram_com