#پسرای_بازیگوش_پارت_265

ننه قمر ظرف میلادو از جلوش برداشتو براش غذا ریخت،مشتاقیم همچین پـــسرم پسرم میکرد،انگار خودش میلادو زاییده بود والا!
هنوز نمیدونه،نوشو همین میلاد بی سیرت کرده!
حسین_ننه قمر ،دستت مرسی خیلی خشمزه شده.
ننه قمر_جون بخوری ،بشقابتو بده برات بکشم.
امیرعلی_ننه قمر برام من بکش.
بشقابشو سمت ننه قمر گرفت.
ننه قمر_بده ننه جون،بده تابرات بکشم.
بشقابو از دستش گرفتو ،براش غذا ریخت.
بیخیالشون شدمو،سرمو باغذام گرم کردم...

امیر"

_ببین عادله،حالاباید تصمیم آخرتو بگیری.
_امیر تو چی میگی؟از چه تصمیمی حرف میزنی؟من فقط میخوام طلاق بگیرم.
_باطلاق چیزی درست میشه؟
_مگه بابودنم درست شد؟
_عادله بیشتر فکر کن.
_امیر خواهش میکنم،تمومش کن،من قصد برگشت به اون زندگیه لعنتی رو ندارم..


romangram.com | @romangram_com