#پسرای_بازیگوش_پارت_225

حسین_خیلی این پسره رو مخمه!
امیر علی_اینو بیخیال،این میلاده کجا جیم فنگ شد؟چرا اینطوری میکرد؟
حسین_آره ،چرا اینجوری کرد؟
_منم نمیدونم،باکلی عجله رفت...
حسین_پاشید ماهم بریم،دیگه دلو دماغ موندنو ندارم.
_چیچیو بریم؟ننه قمر این همه زحمت کشیده،شام به این خوشمزگی درست کرده!

ننه قمراز اتاق مرجان بیرون اومدو گفت:
_شرمنده بچها،شبتون خراب شد...
حسین_ننه قمر مادیگه رفع زحمت میکنیم.
ننه قمر_کجــا؟شام نخورده نمیزارم برید.
امیر علی_آخه الان وقت مناسبی نیست،شما الان باید حواستون به مرجان خانوم باشه..
ننه قمر_پس حداقل بزارید براتون شام بکشم،باخودتون ببرید...

حسین"

قابلمه به دست ول بودیم تو این خیابونا،هیچ کدوممون پول نداشتیم،کیف پولمون تو،کیفمون توی ماشین میلاد مونده بود...
رضا_بچها عجب هواییها!
امیرعلی_خیلی راه دیگه مونده؟

romangram.com | @romangram_com