#پسرای_بازیگوش_پارت_223

_وایسا میلاد کجا میری؟هوووی باتواما!
سمتش دویدمو از پشت ،دستشو پیچوندم،آخـــش دراومد...
میلاد_آی آی آی،ولم کن.
رضا_چه غلطی کردیی،که داری فرارمیکنی؟
میلاد تقریبا باصدای بلندی گفت:
_هیچی ،ولم کن بــــرم.
_چرامرجان بادیدنت ،شروع کرد جیغ زدن،ها؟چرا؟
_من چه میدونم؟ مگه نمیگید مشکل روحی روانی داره؟رضا دستمو ول کن باو!
_تو،چرا داری فرار میکنی؟
_میخوام برم جایی کاردارم،دستمو ول کن!
دستشو ول کردم،چشم غره ای بهم دادو مچ دستشو ماساژ داد...
_چشت باو مدد جو...
میلاد_رضا دفعه آخرت بود اینکارو کردی،دفعه بعد جوری میزنمت ،که نتونی راه بری!
_بااشتیاق منتظر اون روزم!
نگاه خطر ناکی بهم انداختو بیرون رفت،داد زدم...
_مـــاشینم ،میبری؟
_آره.
_پس ما باچی بیایم؟
_باخط یازده...

romangram.com | @romangram_com