#پسرای_بازیگوش_پارت_202
_ایول
_چاکریم.
امیر علی_بسه دیگه کم نوشابه براهم باز کنید.
_بچها من اون موقع که نازنین(حالت مستی)اینجوری راه رفت،خیلی خندم گرفته بود.
میلاد_حالش خوب نبود.
_ولی خو چقدر زشت میشه وقتی،گریه میکنه.
امیر علی_بمیر باو،میخواستی تو این وضعیت ،صورتش،ارایش کرده باشه؟
_آخه ما چندجا رفتیم مجلس ختم،همه خــــوش تیپ و
ارایش کرده،عینک افتابی رو چشمشون،دستکش مشکیم تو دستشون،خانوماشونم یه کلاه گذاشته بودن سرشون،به کلاهه ام یک تیکه تور چسبونده بود،
فکر کنم برا جلو گیری از پشه زدگی بود.
میلاد بلندشد...
_آره آره منم دیدم،طرف مامانش مرده بود،یه جوری گریه میکرد که ریملش نریزه،اصلا انگار نه انگار کسی که یک عمر بزرگش کرده بوده،مرده!
امیرعلی_هرچقدر پولت زیاد باشه ،تو دوران زنده بودنت عزیزی،اما زمانی که میمیری،هیچکس یه فاتحه ام برات نمیخونه،فقط باپولایی که گذاشتی عشق و کیف میکنن.
میلاد_نه امیر علی حرفتو قبول ندارم،به پول نیست،اگه به کسی با تمام وجود خوبی کنی،حتی بعداز مرگتم،تو یاد و خاطرشون میمونی،حالا میخواد اون شخص پولدار باشه،یابی پول.
نازنین تکونی خوردو چشماشو باز کرد،همگی دورتختش جمع شدیم.
_بــــابام،بــــابــــام.
میلاد_بهتری؟
_بابام کجاست؟
romangram.com | @romangram_com