#پسرای_بازیگوش_پارت_201

_امیره!(تماسو وصل کرد)الو؟
_......
_نه حالش بده
_......
_حالا قراره سرمش تمام شد بیاریمش خونه.
_......
_چرا؟
_.......
_اشکال نداره.
_.....
_باش خداحافظ.

_چی میگه؟
میلاد_احوال خانوم احمدیو پرسید.
_همین؟
_میگه نیاریدش خونه،گریه و ناله میکنه،دریا میترسه.
امیر علی قاطی کردو گفت:
_این امیرم شورشو دراورده دیگه.
میلاد_بیخی؛اونجا خونه ی منه ،من تصمیم میگیرم کیو ببرم ،کیو نبرم.

romangram.com | @romangram_com