#پسرای_بازیگوش_پارت_189
_جدا؟
سرشو تکون داد
رضا"
یکی از فیلمام که با دریا بازی میکردمو گذاشتمو گوشی رو روی پاش انداختمم ،متوجه شدو گوشیو تو دستش گرفت ،محو فیلم بود،همینجور که فیلم میدید غذا میذاشتم تو دهنش ،کار لذت بخشی بود انگار داشتم به دریا فرنی میدادم...
امیر علیو حسین بادهن باز نگاهم میکردن.
امیر علی_حسین،این دیگه چه جونه وریه!
سینیه خالی رو تو بغل حسین گذاشتمو گوشیمو از دست مرجان گرفتمو از اتاق بیرون زدم
سر میز اماده نشستم،همه چی بود قرمه سبزی ،فسنجون،تهچین،مرغ بریونی ،بالب دهن ادم بازی میکد ،ادم هول میشد نمیدونست اول کدومو بخوره
حسین امیر علیم اومدنو سرمیز نشستن ،من که هول شده بودم اصلا نمیدونستم چی بخورم ،یه قاشق قرمه سبزی میخوردم یک تیکه مرغ گاز میزدم،فسنجون رو برنجم میریختم ،تهچینو با ولع میخوردم ،دهنم کاملا پر بود،انقدر که درز دهنم باز مونده بود،امیر علی قاشق به دهن ،میخ من مونده بود....
حسین_باو آروم تر داری خفه میشی...
بطری نو شابه رو از جلو حسین برداشتمو سرکشیدم....
ننه قمر بادهن باز نگاهم میکرد،خواستم لبخند بهش بزنم ،که با،بازشدن لبم،کمی از غذای تو دهنم ریخت..
باهزار زور و زحمت ،بالاخره غذارو قورت دادم،هیچ کدومشون هنوز شروع نکرده بودن..
رو کردم به امیر علیو گفتم:
_بخورید دیگه،الان سرد میشه،ننه قمر کلی زحمت کشیده....
romangram.com | @romangram_com