#پسران_مغرور_دختران_شیطون_پارت_245
_خانوم پليس _ خب تو كدوم جاده بوديد ؟!
_نميدونم هيچى نميدونم .. دعوامون شده بود حواسم به جاده نبود اصلا ...
_خانوم پليس_ نگران نباشيد .. فقط چند دقيقه تلفنتون رو قطع نكنيد همكاراى ما دارند مكانتون رو رد يابى مى كنن
به باترى گوشيم نگاه كردم فقط 10 درصد شارژ داشت
_شارژ گوشيم داره تموم ميشه .. توروخدا زودتر
_خانوم پليس _ گفتيد كه شوهرتون بى هوش شدن ؟!
به پندار نگاه كردم
_آره .. آره بيهوشه
_خانوم_ خون ريزى هم دارند ؟
_بله سينه اش پاره شده ..
_خانوم پليس_ لطفا يه پارچه ى تميز برداريد و بذاريد روى سينه اش و محكم فشار بديد بايد جلوى خون ريزى رو بگيريد .. همكاراى ما به زودى به كمك شما ميان ..
_شارژ گوشيم دراه تموم ميشه عجله كنيد
_خانوم پليس _ نگران نباشيد .. فقط دعا كنيد
سريع شروع كردم به خوندم آيت الكرسى و يه تيكه از پارچه ى لباسمو كندمو روى سينه ى پندار دقيقاً همون قسمتى كه زخم بود گذاشتم و با تمام قدرت فشار دادم ... بايد جلوى خون ريزى شو مى گرفتم ... گوشيمو در گوشم گذاشتم
_چى شد پس ؟
romangram.com | @romangram_com