#پسران_مغرور_دختران_شیطون_پارت_240
_پندار_ صحرا انقدر تند رانندگى نكن خطرناكه
_ ديگه هيچى واسه ام مهم نيست .
وارد جاده ى كوهستانى شديم كه دورتا دورمون جنگل بود .
_پندار_ لعنتى بهت مى گم ماشينو نگهدار
_پندار_ صحرا ماشينو نگهدار
بافرياد گفت
_پندار_ ماشينو نگهدار ...
از فريادى كه زد دلم هورى ريخت .. پامو روى ترمز گذاشتم ، اما ماشين ترمز نكرد ...
_پندار_ صحرا مگه نميشنوى صدامو .. اين ماشينو نگهدار
دوباره امتحان كردم اما بى فايده بود
دوباره .. دوباره .. حتى مقدارى هم از سرعت ماشين كم نمى شد .
اشك در چشمانم حلقه زد
_پندار ... پندار.. ترمز نميكنه !
پندار با تعجب فرياد زد
_چى ؟!
romangram.com | @romangram_com